صفر و یک

سایتی درباره تازه های اینترنت و تکنولوِژی و ریاضی و ...

صفر و یک

سایتی درباره تازه های اینترنت و تکنولوِژی و ریاضی و ...

Unknown

۱۹
بهمن
تمام خستگی هایت را یکجا میخرم !

تو فقط قول بده ...

صدای خنده هایت را به کسی نفروشی ...!

▂▃▅▇█▓▒ شاعرانه▒▓█▇▅▃▂
تمام خستگی هایت را یکجا میخرم !

تو فقط قول بده ...

صدای خنده هایت را به کسی نفروشی ...!

▂▃▅▇█▓▒ @[435342809855229:274:شاعرانه]▒▓█▇▅▃▂

  • شاهرخ منوچهرآبادی

عــاشق

۱۸
بهمن

مـــن ... عــاشق بیچـــاره ای بــودم که حکم دوری و دلتنگی اش را زمـــانه خیلی وقــــت پـــیش صـــادر کـــرده بــود....

  • شاهرخ منوچهرآبادی

عکسهای زیبا

۱۸
بهمن

  • شاهرخ منوچهرآبادی

به سلامتی بی سوادی که میگفت ...
“عشق چهار حرفه” و همه مسخرش کردن !
ولی برگشت گفت : رفیق رو عشقه !


موندن ها...
اگه به یه جایى رسیدى که عقلت گفت برو ،دلت گفت بمون
دلت مثل همیشه غلط زیادى کرده ! محلش نذار
راهتو بگیر برو که هر چى بدبختیه از همین موندناس...


فایده ندارد...
نه یک نخ ؛ نه یک پاکت
یک عمر هم که ســـیگار بکشم فایده ندارد !
تا خودم نسوزم فایده ش معلوم نمیشه.


دلم آرام نمی شود...
حال آدم خراب پرسیدن ندارد
اما …دستانش گرفتن دارد ...


اینایی که تا یه چیزی میگی کنترل خودشونو از دست میدن و عصبی میشن..
اینایی که چند ساعت میمونن تو اتاقشونو در نمیان ..
اینایی که همش خوابن..همونا که حوصله حرف زدن با هیشکیو ندارن..
همونایی که قرارشونو با دوستاشون کنسل میکنن و میمونن خونه..
اینایی که از صبح که پا میشن تا آخر شب با همه دعواشون میشه
اینا از تو داغونن خواهشا اذیتشون نکنید
داره جون میکنه بلکه حالش خوب بشه.....!!!


سلامتیه کسی که وقتی توی آغوش میگیریمش همه ی وجودمون میلرزه...
نه از ترس یا عشق بازی......
واسه وحشت از فردای بدون اون !!!


خودم معمولاً چیزی نمیکشم ولی این قلبم لامصب همیشه تیر میکشه

  • شاهرخ منوچهرآبادی

درمانگران طب رایج و طب سنتی در جهان دلایل مختلفی برای تیرگی دور چشم و حلقه‌های سیاه اطراف چشم سراغ دارند. برخی از آن‌ها خستگی، کار زیاد، تنظیم نبودن ساعت خواب و تغذیه نامناسب را دلیل بروز این مسئله می‌دانند و گروهی خون‌رسانی نامناسب به ناحیه چشم، استرس و ناراحتی‌های کلیوی را عامل بروز این تیرگی‌ها معرفی می‌کنند و متناسب با علت به‌وجود آمدن این تیرگی، نسخه‌هایی را جهت درمان ارائه می‌کنند.




تاثیر چای کیسه‌ای را دست‌کم نگیرید



یکی از روش‌های خانگی برای بهبود کبودی و سیاهی دور چشم، استفاده از چای کیسه‌ای مرطوب و سرد شده است. پس از استفاده از چای کیسه‌ای به محض آن‌که کیسه چای حرارت خود را از دست داد، آن را روی چشم‌تان بگذارید. بهتر است از 2چای کیسه‌ای به‌طور همزمان استفاده کنید و اجازه دهید تا به‌مدت 20دقیقه روی چشم‌ها و ناحیه زیر چشم باقی بماند. برگ چای به‌دلیل داشتن ماده‌ای به نام «تانین» موجب بهبود سیاهی و تیرگی دور چشم شده و همین‌طور از بروز پف و تورم در این ناحیه نیز پیشگیری می‌کند. می‌توانید چای کیسه‌ای را در یخچال بگذارید و حداکثر ظرف مدت 24 ساعت آن را مصرف کنید.





بادام و لیموترش کمک می‌کنند



یکی از بهترین روش‌ها برای از بین‌بردن تیرگی دور چشم، بهبود جریان گردش خون در این ناحیه است. برای این منظور کافی است ناحیه اطراف چشم و عضلات آن را با کمک روغن بادام تلخ که با اندکی آب لیموترش تازه ترکیب شده، خوب ماساژ دهید. ماساژ این ناحیه هر شب پیش از خواب با کمک این روغن علاوه بر آن‌که به بهبود گردش خون در عضلات اطراف چشم کمک می‌کند موجب بهبود تیرگی‌ها و سیاهی اطراف چشم شده و آن را تعدیل می‌کند.





مواظب چشم‌های‌تان باشید



یکی دیگر از روش‌هایی که به تسکین و بهبود سیاهی دور چشم ناشی از خستگی و کار زیاد کمک می‌کند، استفاده از ماسک خیار و گلاب است. برای تهیه این ماسک کافی است؛ یک خیار را با پوست یا بدون پوست رنده کنید و آن را درون 3 تا 4 قاشق غذاخوری گلاب خالص خیس کنید. سپس این ترکیب را روی پلک‌ها، اطراف چشم و گودی چشم بگذارید و اجازه دهید به‌مدت 15دقیقه به همین صورت بماند. نکته مهم آن است که خیار را به‌خوبی بشویید و مراقب باشید که پلک‌ها را به‌خوبی ببندید تا آب این ماسک وارد چشم‌های‌تان نشود. سپس این ماسک را با دستمال مرطوب از روی چشم‌ها برداشته و صورت‌تان را با آب نسبتا خنک بشویید.





گلاب درمانگر



یکی از ساده‌ترین و کاربردی‌ترین نسخه‌های خانگی برای از بین‌بردن پف زیر چشم استفاده از یک دستمال نخی تمیز و آغشته کردن آن به گلاب است. این دستمال را روی صورت‌تان بیندازید، به‌گونه‌ای که چشم‌ها و ناحیه زیر آن را به‌خوبی پوشش دهد. هر چند دقیقه یک‌بار درصورت نیاز با کمک اسپری، مقداری گلاب روی دستمال بپاشید. تکرار این روش به‌مدت یک هفته به شما کمک می‌کند که برای مدت‌ها از شر پف زیر چشم‌تان راحت شوید. علاوه بر این در طول هفته از مصرف بیش از اندازه نمک نیز پرهیز کنید زیرا نمک موجب حفظ مایعات در بافت‌های بدن شده و در نهایت منجر به بروز پف در نواحی مختلف از جمله زیر چشم می‌شود.





نعنا هم می‌تواند مفید باشد



استفاده از کمپرس عصاره برگ‌های نعنا تاثیر زیادی در بهبود تیرگی اطراف چشم دارد. به اعتقاد بسیاری از درمانگران شیوه‌های طبیعی درمانی تهیه عصاره برگ‌های نعنا که از جوشاندن برگ‌های این گیاه دارویی به‌دست می‌آید موجب بهبود این تیرگی می‌شود. بهترین روش برای تهیه این عصاره آن است که 2 تا 3 قاشق از برگ‌های نعنا را درون 2‌لیوان آب بریزید و آن را روی حرارت کم قرار دهید تا بجوشد. سپس عصاره به‌دست آمده را صاف کرده و اجازه دهید سرد شود. در این مرحله دستمالی تمیز و نخی را به عصاره نعنا آغشته کرده و آن را روی چشم‌ها بیندازید و درصورتی که امکان آن را دارید، بگذارید تمام شب روی صورت‌تان باقی بماند.





موز و انار بخورید



برای از بین بردن تیرگی و سیاهی اطراف چشم علاوه بر رعایت نسخه‌های خانگی ذکر شده باید به توصیه‌های زیر نیز توجه کنید.



در طول شبانه روز 8 ساعت را به خواب شبانه و استراحت اختصاص دهید. بی‌خوابی یکی از عوامل مهم در بروز تیرگی اطراف چشم است.



مصرف سبزی‌ها به‌ویژه سبزی‌های سبز رنگ مثل اسفناج، جعفری و کاهو را در برنامه غذایی روزانه خود بگنجانید.



نوشیدن آب در طول روز را فراموش نکنید. دریافت میزان کافی آب علاوه بر حفظ رطوبت بدن به تسکین تیرگی دور چشم کمک می‌کند.



میوه‌هایی مانند انار و موز از جمله بهترین خوراکی‌ها برای بهبود کبودی دور چشم محسوب می‌شوند.

Photo: ‎سیاهی دورچشم

درمانگران طب رایج و طب سنتی در جهان دلایل مختلفی برای تیرگی دور چشم و حلقه‌های سیاه اطراف چشم سراغ دارند. برخی از آن‌ها خستگی، کار زیاد، تنظیم نبودن ساعت خواب و تغذیه نامناسب را دلیل بروز این مسئله می‌دانند و گروهی خون‌رسانی نامناسب به ناحیه چشم، استرس و ناراحتی‌های کلیوی را عامل بروز این تیرگی‌ها معرفی می‌کنند و متناسب با علت به‌وجود آمدن این تیرگی، نسخه‌هایی را جهت درمان ارائه می‌کنند.


 

تاثیر چای کیسه‌ای را دست‌کم نگیرید

 

یکی از روش‌های خانگی برای بهبود کبودی و سیاهی دور چشم، استفاده از چای کیسه‌ای مرطوب و سرد شده است. پس از استفاده از چای کیسه‌ای به محض آن‌که کیسه چای حرارت خود را از دست داد، آن را روی چشم‌تان بگذارید. بهتر است از 2چای کیسه‌ای به‌طور همزمان استفاده کنید و اجازه دهید تا به‌مدت 20دقیقه روی چشم‌ها و ناحیه زیر چشم باقی بماند. برگ چای به‌دلیل داشتن ماده‌ای به نام «تانین» موجب بهبود سیاهی و تیرگی دور چشم شده و همین‌طور از بروز پف و تورم در این ناحیه نیز پیشگیری می‌کند. می‌توانید چای کیسه‌ای را در یخچال بگذارید و حداکثر ظرف مدت 24 ساعت آن را مصرف کنید.

 

 

بادام و لیموترش کمک می‌کنند

 

یکی از بهترین روش‌ها برای از بین‌بردن تیرگی دور چشم، بهبود جریان گردش خون در این ناحیه است. برای این منظور کافی است ناحیه اطراف چشم و عضلات آن را با کمک روغن بادام تلخ که با اندکی آب لیموترش تازه ترکیب شده، خوب ماساژ دهید. ماساژ این ناحیه هر شب پیش از خواب با کمک این روغن علاوه بر آن‌که به بهبود گردش خون در عضلات اطراف چشم کمک می‌کند موجب بهبود تیرگی‌ها و سیاهی اطراف چشم شده و آن را تعدیل می‌کند.

 

 

مواظب چشم‌های‌تان باشید

 

یکی دیگر از روش‌هایی که به تسکین و بهبود سیاهی دور چشم ناشی از خستگی و کار زیاد کمک می‌کند، استفاده از ماسک خیار و گلاب است. برای تهیه این ماسک کافی است؛ یک خیار را با پوست یا بدون پوست رنده کنید و آن را درون 3 تا 4 قاشق غذاخوری گلاب خالص خیس کنید. سپس این ترکیب را روی پلک‌ها، اطراف چشم و گودی چشم بگذارید و اجازه دهید به‌مدت 15دقیقه به همین صورت بماند. نکته مهم آن است که خیار را به‌خوبی بشویید و مراقب باشید که پلک‌ها را به‌خوبی ببندید تا آب این ماسک وارد چشم‌های‌تان نشود. سپس این ماسک را با دستمال مرطوب از روی چشم‌ها برداشته و صورت‌تان را با آب نسبتا خنک بشویید.

 

 

گلاب درمانگر

 

یکی از ساده‌ترین و کاربردی‌ترین نسخه‌های خانگی برای از بین‌بردن پف زیر چشم استفاده از یک دستمال نخی تمیز و آغشته کردن آن به گلاب است. این دستمال را روی صورت‌تان بیندازید، به‌گونه‌ای که چشم‌ها و ناحیه زیر آن را به‌خوبی پوشش دهد. هر چند دقیقه یک‌بار درصورت نیاز با کمک اسپری، مقداری گلاب روی دستمال بپاشید. تکرار این روش به‌مدت یک هفته به شما کمک می‌کند که برای مدت‌ها از شر پف زیر چشم‌تان راحت شوید. علاوه بر این در طول هفته از مصرف بیش از اندازه نمک نیز پرهیز کنید زیرا نمک موجب حفظ مایعات در بافت‌های بدن شده و در نهایت منجر به بروز پف در نواحی مختلف از جمله زیر چشم می‌شود.

 

 

نعنا هم می‌تواند مفید باشد

 

استفاده از کمپرس عصاره برگ‌های نعنا تاثیر زیادی در بهبود تیرگی اطراف چشم دارد. به اعتقاد بسیاری از درمانگران شیوه‌های طبیعی درمانی تهیه عصاره برگ‌های نعنا که از جوشاندن برگ‌های این گیاه دارویی به‌دست می‌آید موجب بهبود این تیرگی می‌شود. بهترین روش برای تهیه این عصاره آن است که 2 تا 3 قاشق از برگ‌های نعنا را درون 2‌لیوان آب بریزید و آن را روی حرارت کم قرار دهید تا بجوشد. سپس عصاره به‌دست آمده را صاف کرده و اجازه دهید سرد شود. در این مرحله دستمالی تمیز و نخی را به عصاره نعنا آغشته کرده و آن را روی چشم‌ها بیندازید و درصورتی که امکان آن را دارید، بگذارید تمام شب روی صورت‌تان باقی بماند.

 

 

موز و انار بخورید

 

برای از بین بردن تیرگی و سیاهی اطراف چشم علاوه بر رعایت نسخه‌های خانگی ذکر شده باید به توصیه‌های زیر نیز توجه کنید.

 

در طول شبانه روز 8 ساعت را به خواب شبانه و استراحت اختصاص دهید. بی‌خوابی یکی از عوامل مهم در بروز تیرگی اطراف چشم است.

 

مصرف سبزی‌ها به‌ویژه سبزی‌های سبز رنگ مثل اسفناج، جعفری و کاهو را در برنامه غذایی روزانه خود بگنجانید.

 

نوشیدن آب در طول روز را فراموش نکنید. دریافت میزان کافی آب علاوه بر حفظ رطوبت بدن به تسکین تیرگی دور چشم کمک می‌کند.

 

میوه‌هایی مانند انار و موز از جمله بهترین خوراکی‌ها برای بهبود کبودی دور چشم محسوب می‌شوند.‎

  • شاهرخ منوچهرآبادی

ازآدم‌ها بگذر!
دلت را گنده‌تر کن...

ناراحت این نباش که چرا جاده‌ی رفاقت با تو همیشه یک‌طرفه است....
مهم نیست اگر همیشه یک‌طرفه‌ای....

شاد باش که چیزی کم نگذاشته‌ای
و بدهکار خودت، رفاقتت و خدایت نیستی.....

  • شاهرخ منوچهرآبادی

- کتاب دست نویس وینیچ (Voynich manuscirpt)

کتاب وینیچ کتابی دستنویس متعلق به قرون وسطی است که مشخص نیست با چه خط و زبانی نوشته شده است. بیش از صد سال است که بسیاری از افراد در سرتاسر دنیا برای شکستن کد این دست نوشته تلاش کردند ولی هیچکدام موفق به فهمیدن آن نشدند! تصاویری که در ورقهای باقیمانده از این کتاب دیده میشود نشان میدهد که کتاب در زمینه داروسازی و درمان بیماریها، ستاره شناسی و علوم رمز آمیز و پنهانی میباشد.
- مثلث برمودا (Bermuda Triangle)
مثلث برمودا، منطقهای در آبهای اقیانوس اطلس شمالی واقع شده است که تاکنون شمار زیادی از هواپیماها و قایقها در آن ناپدید شدهاند. در طی سالهای بسیار دلایل مختلفی برای این ناپدید شدنهای اسرارآمیز ارائه شده که از جمله آنها بدی آب و هوا، حمله فضاییها، جابجا شدن زمان و برخی قوانین فیزیک بودهاند. هر چند که در بسیاری از گزارشات این اتفاقات پر از اغراق بوده ولی حقیقت این است افراد و اشیای بسیاری در این منطقه مثلث شکل ناپدید شدهاند و هیچ دلیل محکمی در دست نمیباشد، اما نزدیک به ۱۵ سال است که دیگر برمودا خبرساز نشده است.
- کفن تورین (Shroud of Turin)
کفن تورین یک تکه پارچه کتان است که تصویر یک مرد در آن نقش بسته درحالی که به صلیب کشیده شده است. بیشتر کاتولیکها معتقدند این پارچه، کفن عیسی مسیح میباشد. این کفن هماکنون در کلیسای سنت جان در شهر تورین ایتالیا نگهداری میشود. با وجود بررسیهای زیاد هنوز هیچکس نتوانسته توضیح قابل قبولی بر چگونگی چاپ این تصویر ارائه دهد و تاکنون کسی قادر نبوده از روی آن کپی بردارد. آزمایشات رادیوکربن نشان میدهد که این تکه پارچه متعلق به قرون وسطی است.
باستانشناسان معتقدند این پارچه در قرن چهارم هم وجود داشته، پارچه دیگری نیز موجود است که میگویند سر عیسیمسیح با آن پوشیده شده بود. پروفسور مارک گاسکین پژوهشگر اسپانیایی در سال ۱۹۹۹ در مورد ارتباط این دو پارچه با یکدیگر تحقیقات مفصل علمی انجام داد. این تحقیقات که بر پایه تاریخ، آسیبشناسی، تجزیه خون و لکههای روی پارچهها انجام گرفته بود، نشان میداد هر دو پارچه در دو زمان مجزا ولی نزدیک به هم سر یک نفر را پوشانده بودهاند.

- کشتی ماری سلست (Mary Celeste)
کشتی ماری سلست در سال ۱۸۶۰ در «نووا اسکوتیا» به آب انداخته شد. نام اولیه این کشتی «آمازون» و طول آن ۱۰۳ فوت بود و ۲۸۰ تن وزن داشت. به مدت ده سال ماری سلست پشت سر هم گرفتار حوادث متعددی شد و این کشتی صاحبان مختلفی داشت تا اینکه سرانجام در یک حراجی در نیویورک به قیمت سه هزار دلار فروخته شد. صاحب جدید، تعمیرات اساسی روی آن انجام داد و با نام جدید «ماری سلست» آن را به آب انداخت.
کاپیتان جدید بنجامین بریگز ۳۷ ساله بود که به همراه همسر و تنها دخترش و به اتفاق خدمه سوار کشتی شد و در نوامبر ۱۸۷۲ به سمت ایتالیا راه افتاد. هیچ یک از سرنشینان کشتی هرگز دوباره دیده نشدند. مدتی بعد کشتی سرگردان در اقیانوس پیدا شد و هیچ اثری از خدمهاش در آن دیده نمیشد ولی هیچکس در آن نبود و تمام مدارک به جز گزارشات روزانه کاپیتان ناپدید شده بود. اوایل سال ۱۸۷۳ دو قایق نجات در اسپانیا به ساحل نشستند. در یکی از آنها جسد یک نفر به همراه پرچم آمریکا بود و در دیگری جسد پنج نفر دیده میشد. برخی معتقدند این اجساد بقایای سرنشینان ماری سلست بودند ولی حقیقت این است که هویت این اجساد هیچ وقت کشف نشد.
- زمزمه تائوس (The Taos Hum)
زمزمه تائوس یا زمزمه طبیعت در بسیاری از نقاط دنیا شنیده میشود. این صدا اغلب در محیطهای ساکت به گوش میرسد و شبیه صدای موتوری است که از فاصله دور میآید و بیشتر در ایالات متحده، انگلستان و کشورهای شمال اروپا رخ میدهد. هر چند که تاکنون پژوهشهای بسیاری برای پیدا کردن منبع این صدا و ضبط آن انجام شده ولی هنوز هیچکس نتوانسته به نتیجهای دست یابد.
بلندترین زمزمه تاکنون در شهر کوچک تائوس در نیومکزیکو شنیده شده است. در سال ۱۹۹۷ کنگره آمریکا گروهی از دانشمندان انستیتوهای علمی معتبر این کشور را مامور تحقیق در این زمینه کرد ولی تا به امروز هیچکس علت این صدای زوزه مانند را کشف نکرده است.
- جاده بیمینی (The Bimini Road)
در سال ۱۹۶۸ غواصان، صخرهای عجیب و زیردریایی را کشف کردند که در نزدیکی جزیره بیمینی شمالی در باهاماس قرار داشت. هنوز هم هستند کسانی که معتقدند سنگهای این صخره به طور طبیعی ساخته شده ولی به خاطر نوع نظم غیرمعمول این سنگها، بسیاری فکر میکنند که بخشی از شهر گمشده آتلانتیس میباشند. شاید عاملی که بیشتر باعث اسرارآمیز شدن این جاده شده ادگار کایس پیشگو است که میگفت : «در سالهای ۱۹۶۸ الی ۱۹۶۹ بخشی از یک معبد که هنوز کشف نشده است در دریاهای نزدیک بیمینی، عیان خواهد شد.»
دکتر گرگ لیتل باستانشناس آماتور در تحقیقات اخیر خود صخره جاده مانند دیگری درست شبیه صخره اولی را در زیر آن پیدا کرد. او معتقد است این صخرهها قسمت بالایی یک دیوار قدیمی یا یک اسکله میباشند. به هر حال این صخرهها هر چه که باشند چندان محتمل به نظر نمیرسد که دست طبیعت خود به خود سنگها، شنها و صدفها را این طور منظم در کنار هم قرار داده باشد.
- مشاهده موجودی عجیب (The Loch Ness Monster)
لاک نس یا لخ نس نام برکه ای در بریتانیا است که سالیان سال است که مردم درباره مشاهده موجودی عجیب در آن هشدار می دهند! تاریخچه مشاهده این موجودات عجیب به قرن شانزدهم برمیگردد ولی یکی از جدید ترین مشاهدات در ۲۲ جولای ۱۹۳۳ رخ داد و زمانی که آقای جرج اسپایسر به همراه همسرش یکی از شگفت انگیزترین موجودات زندگی اشان را جلوی اتومبیل خود دیدند.
این زوج گزارش دادند که این موجود بدن بزرگ و گردن باریک و یک دم بلند داشت! بخاطر سراشیبی جاده متاسفانه موفق به مشاهده قسمتی پایینی بدن حیوان نشدند! این موجود عجیب از جلوی اتومبیل آنها به سمت دریاچه حرکت می کرد!
البته این اولین باری در دنیای امروز نیست که چنین موجود عجیبی مشاهده می شود؛ بارها کشتی های نظامی با دستگاه های ردیابی خود نیز چنین موجودات عجیبی را شناسایی کرده اند و گاها افراد عادی نیز با استفاده از دوربین موفق به عکس برداری و فیلم برداری نیز شده اند؛ اما در تمامی این فیلم ها و عکس ها کیفیت بسیار پایین بوده و هیچ شخصی موفق به شناسایی کامل موجود نشده است.
- پا گنده (Bigfoot)
بیگ فوت یا ساسکواچ به انسانی میمون مانند گفته میشود که در نواحی جنگلی شمال غربی اقیانوس آرام و بخشی از بریتیش کلمبیا دیده شده است. برخی کارشناسان بیگ فوت را موجودی تخیلی و برگرفته از افسانهها میدانند ولی برخی دیگر به شدت از وجود آن حمایت میکنند.
- جک قاتل (Jack the Ripper)
در اواخر سال ۱۸۸۸ لندن یکی از بدترین و ترسناک ترین روزهای خود را سپری میکرد! قاتلی که خود را Jack The Ripper مینامید شروع به کشتن زن ها در لندن کرد! البته طیف خاصی از زنان و کشتن آنها به شکل خاص! تمامی قربانیان این قاتل زنان فاحشه بودند و قاتل گلوی آنها را بریده و بدن آن ها را مانند تشریح بدن، باز میکرد!
در بسیاری مواقع پلیس دقیقا بعد از پاره شدن بدن قربانی به محل میرسید ولی نمی توانست چیزی پیدا کند! حتی امروزه و با پیشرفته ترین دستگاه های شناسایی پلیس هم این قاتل شناسایی نشد. این قاتل ناشناس موضوع جالبی برای فیلم و کتاب شد، به طوری که بیشتر از ۱۰۰ کتاب مختلف در مورد او نوشتند. تصویری هم که میبینید، نامه ای است که شخصی که خود را قاتل معرفی کرده به یک روزنامه ارسال کرده.
- قاتل زودیاک (The Zodiac Killer)
یک نمونه از نامه های رمزی زودیاک را در سمت راست می بینید

قاتل زودیاک در اواخر دهه ۱۹۶۰ به مدت ده ماه فعالیت کرد و بعد دیگر هیچ خبری از او نشد، در این مدت او پنج نفر را کشت و دو نفر را زخمی کرد. این دو نفر زخمی نیز به طرز معجزهآسایی از مرگ نجات یافتند در حالی که قاتل فکر میکرد آنها را کشته است. بعد از هر قتل، قاتل که به زودیاک معروف شده بود به پلیس تلفن میکرد و خبر قتل آنها را میداد. او در نامههای خود به روزنامهها مینوشت : من دوست دارم مردم را بکشم. کشتن یک انسان خیلی لذتبخشتر از حیوانات است چون انسان خطرناکترین حیوان روی زمین میباشد. هنوز هم راز قاتل زودیاک برملا نشده است.
فیلم زودیاک کیلر در سال ۲۰۰۷ توسط دیوید فینچر ساخته شد.

- زن عجیب (The Babushka Lady)
بعد از ترور جان اف کندی، FBI تمامی فیلم ها و عکس های ماجرا را برای پیدا کردن قاتل بازبینی کرد. تنها چیزی که در این فیلم ها خودنمایی میکرد زنی بود که در عکس میبینید! این زن اورکت قهوه ای رنگی پوشیده و یک روسری به سر خود گذاشته، حالت استادن وی نشان میدهد که چیزی جلوی صورت خود دارد که پلیس احتمال میدهد دوربین باشد! در زمانی که به جان اف کندی تیر اندازی شد و تمامی مردم در حال فرار از محل بودند، این زن همچنان در صحنه باقی مانده بود و مشغول فیلمبرداری بود!
پلیس FBI طی بیانیه های متعددی به شکل عمومی خواستار این شد که این زن خود را معرفی کرده و فیلم هایی که گرفته برای پیدا شدن شواهد بیشتر به آنها تحویل دهد ولی هرگز پیدا نشد!
در سال ۱۹۷۰ زنی به نام Beverly Oliver خود را معرفی کرد و گفت که او همان زن است! پلیس طی گفت و گوهایی که با او انجام داد فهمید که در گفتارهای این زن تناقض وجود دارد و احتمالاً دروغ می گوید. تا این لحظه هیچکس نفهمید که این شخص که بوده و آنجا چه می کرده.
- نورهای مارفا (Marfa lights)
نورهای مارفا، نورهایی غیرقابل توضیح هستند که به نورهای ارواح هم معروفند. این نورها در مارفا واقع در ایالت تگزاس دیده میشوند. میگویند این نورها به اندازه یک توپ بسکتبال هستند و در ارتفاع ۲ متری زمین شناور میباشند. نورهای مارفا به رنگهای سفید، زرد، نارنجی یا قرمز و گاه سبز و آبی دیده شدهاند و به سرعت در جهات مختلف حرکت میکنند. هنوز هیچ کس از فاصله کاملا نزدیک آنها را ندیده است ولی دانشمندان احتمال میدهند این نورها، برق حاصله از تپههای کوارتز همان نزدیکی باشد.
- قتل حل نشده کوکب سیاه (Black Dahlia)
در سال ۱۹۴۷ جسد الیزابت شورت که به نحو دهشتناکی دو پاره شده و به شکل ویژه ای قرار گرفته بود، در یک پارکینگ در لس آنجلس کشف شد. معمای این جنایت و جنایات مشابه آن در آن سالها، تا به امروز حل نشده باقی مانده است.
- مهاجران رونوک (The Roanoke Colony)
در سال ۱۵۸۴ سر والتر رالی به دستور ملکه الیزابت اول به ساحل شرقی آمریکای شرقی رفت تا به وضع مهاجران انگلیسی سامان دهد. بین سالهای ۱۵۸۵ تا ۱۵۸۷ دو گروه از مهاجران در دو منطقه جای گرفتند و تشکیل مستعمره دادند. یکی از این گروهها به جنگ با قبایل بومی آمریکا پرداخت و پس از مدتی از آنجا که دیگر مواد غذایی و نیروی جنگیدن نداشتند دوباره به انگلستان بازگشتند. گروه دوم با بعضی از قبایل طرح دوستی ریختند ولی این سیاست هم نتیجهای نداشت و بسیاری از آنها کشته شدند.
سرانجام این مهاجران شخصی به نام جان وایت را مامور کردند تا به انگلستان برود و کمک بیاورد. وایت به هنگام ترک آنجا دید که نود مرد، هفده زن و یازده بچه در آن مستعمره زندگی میکردند ولی وقتی در سال ۱۵۹۰ وایت دوباره به آمریکا برگشت هیچ اثری از آنها نبود، حتی اثری از دعوا و جنگ هم به چشم نمیخورد. این گروه از مهاجران به نام «مستعمره گمشده» معروف شدهاند و هنوز کسی از ساکنین آن خبری ندارد.
- مرد بالدار (The Mothman)
مرد بالدار نام موجودی عجیب است که اوج رویت آن بین سالهای ۱۹۶۶ و ۱۹۶۷ در ویرجینیای غربی بوده است. در سال ۲۰۰۷ هم گزارشهایی مبنی بر رویت آن موجود ثبت شده است. آنها که مرد بالدار را دیدهاند، میگویند این موجود سر ندارد، اما چشمان درشت و سرخی دارد که روی سینهاش میدرخشند. افراد زیادی تاکنون خبر دادهاند که مرد بالدار را دیدهاند ولی هیچ عکسی از آن در دست نمیباشد.
- دی. بی. کوپر (D. B Cooper)
دی.بی.کوپر یا دن کوپر نام مستعاری است که به یک هواپیماربا داده شده است. دن کوپر در تاریخ ۲۴ نوامبر سال ۱۹۷۱ یک هواپیمای بویینگ ۷۲۷ را ربود و پس از دریافت ۲۰۰ هزار دلار در حالی که هواپیما بر روی اقیانوس آرام پرواز میکرد از آن پایین پرید. هیچکس نمیداند کوپر از آن پرش جان سالم به در برد یا نه، ولی در سال ۱۹۸۰ یک پسر بچه هشت ساله ۵۸۰۰ دلار اسکناس بیست دلاری خیس را در ساحل رودخانه کلمبیا پیدا کرد که شماره سریال آنها با شماره سریال پولهایی که به کوپر داده شد، یکی بود. همین اتفاق باعث شد که از آن پس در هواپیماها ردیاب فلزی کار بگذارند.
- ال چوپاکابرا (El Chupacabra)
ال چوپاکابرا ( مکنده خون بز ) بیشتر در کشورهای آمریکای لاتین دیده شده است و احتمالا موجودی سنگین وزن با جثهای کوچکتر از خرس میباشد که یک ردیف فلس شبیه دایناسورها از پشت گردن تا محل درآمــدن دم روی بـدن خود دارد. این نام لاتین به این دلیل بر روی آن گذاشته شده که به گفته شاهدها این موجود حیوانات به ویژه بز را میکشد و خون آنها را میمکد. میگویند این موجود صورتی شبیه سگ یا پلنگ، زبان دراز نوک تیز و دندانهای بزرگی دارد و بویی شبیه بوی گوگرد بر جای میگذارد و به هنگام خطر چشمانش قرمز رنگ شده و میدرخشند.

- کنت سن ژرمن (Conte de Saint Germain)
کنت سن ژرمن نجیبزادهای ماجراجو، مخترع، دانشمند آماتور، نوازنده ویلون، آهنگساز آماتور و بالاخره مردی اسرارآمیز بود. او در زمینه علم کیمیاگری هم مهارتهایی داشت و مردم او را مرد شگفتانگیز مینامیدند. هیچ کس نفهمید او از کجا آمده بود. وی بدون هیچ ردپایی هم ناپدید شد، اما پس از آن چندین سازمان پنهانی و اسرارآمیز او را الگوی خود میدانستند. در سالهای اخیر هم چندین نفر ادعا کردهاند کنت سن ژرمن هستند.

  • شاهرخ منوچهرآبادی

نگاه کردن به یک عقرب در فاصله چند متری هم برای بسیاری از ما رعب آور است، حالا تصور کنید که یک عقرب پرنده وزوز کنان نزدیک شود و روی شانه انسان بنشیند.

به گزارش فارس، اگر از حشرات ترس دارید و گزیده شدن توسط یک عقرب پرنده هم با خواندن تیتر این خبر به ترس‌های شما اضافه شده باید به شما بگویم که ترستان را دور بریزید.

تصویر زیر نه یک عقرب پرنده بلکه نوعی از مگس است که برای کسی آزاری ندارد و گزنده هم نیست، این مگس که اندازه آن هم بسیار کوچکتر از یک عقرب و تنها چند میلی‌متر است دمی شبیه عقرب دارد که با وجود ظاهر ترسناکش نیش ندارد.








منبع : نت آفلاین
  • شاهرخ منوچهرآبادی
چشم مسولان ما روشن که با این همه ثروت زیر پایمان از پس مخارج درمان این طفل معصوم بر نمی آیند.

نگاه نگران مادر و چشمهای پر از دلهره پدر حکایت از دردی کهنه دارد. صورتهای رنگ پریده و خسته این دو نفر نشان می دهد بیخوابی و چشم انتظاری، جزئی جدایی ناپذیر از زندگی فقیرانه آنهاست؛ زندگی که با دردها و گریه ها و اشکهای دختر پنج ساله آنها رنگ غم و اندوه به خود گرفته است.


زخمهای کهنه معصومه دختری که به واقع معصوم است، سکانسهایی نه چندان دلچسب از فیلم زندگی خانواده قاسم بریسم را رقم زده است که بی شک تنها تصور آن و نه دیدنش برای خیلی از مردم سخت و غیرقابل تحمل باشد.




دیدن دختری که هر روز رشد می کند و قد می کشد اما با زجری کشنده، دختری که بازی کردن و خندیدن را مثل خیلی از دخترکان روستای دوسلق شهرستان شوش دوست دارد ولی توان آن را ندارد، شاید زجرآورترین صحنه های زندگی را برای مادری تشکیل می دهد که دوست دارد دخترش همانند سایر هم سن و سالانش بخندد، بازی کند و حرفهای شیرین و با نمک بر زبان جاری کند.




حکایت این گزارش، زندگی غم انگیز معصومه بریسم دختری پنج ساله از شهرستان شوش است که با یک بیماری ناشناخته و از همان دوران نوزادی دست و پنجه نرم می کند به گونه ای که هم اکنون بدن این دختر همیشه خونی و زخمی است.




در حالیکه برای خیلی از ما تنها یک زخم کوچک، آه از نهادمان بلند می کند، معصومه پنج سال از زندگی کودکانه خود را در حالی پشت سرگذاشته که پوست بدنش خود به خود همیشه در حال جدا شدن بوده و این وضع یک زندگی کابوس وار را برای معصومه رقم زده و خنده را از لبان وی گرفته است.




مادرش که نشان می دهد سختی روزگاری که با این دختر پنج ساله پشت سرگذاشته، ضربات عمیقی به چهره اش وارد کرده است در توصیف وضع معصومه می گوید: دخترم دوست دارد بدون لباس باشد زیرا لباس ها بعد از چند ساعت به تنش می چسبند و باعث درد شدید وی می شوند و بعد از مدتی جدا کردن آنها از بدنش مثل کندن پوست یک انسان از بدنش عذاب آور می شود.




پدرش قاسم که نگاه کردن به صورتش می تواند تلخکامی ایامی که با زخمها و گریه های دخترش بر او گذشته را تداعی کند، یک روز کار می کند و چند روز بیکار است که در سالهای اخیر حتی در تامین مخارج اولیه زندگی خود و خانواده اش نیز مانده چه برسد به اینکه بتواند هزینه های سرسام آور درمان دخترش را تامین کند.




وی می گوید: خیلی سخته ببینی دخترت و پاره تنت جلوی چشمانت از زخمی هایی که خود به خود روی بندش ظاهر می شود، زجه بزند ولی نتوانی برایش کاری بکنی. ببینی مادرش شب و روز دعا می کند ولی کاری از دستمان برنیاید. زندگی ما با قحطی لبخند و خنده مواجه شده است.




وی ادامه می دهد: تاکنون به پزشکان فراوانی مراجعه کرده ایم که گفته اند بیماری دخترم ناشناخته است. حتی یک بار معصومه را به تهران نیز برده ایم که گفته اند این بیماری لاعلاج است. راستش را بخواهید وضع زندگی ما به گونه ای نیست که بتوانیم این مخارج سرسام آور را تامین کنیم به همین دلیل اکنون امیدمان به خداست که به دخترمان یک زندگی عادی ببخشد و خنده را بر لبان مادرش بنشاند.




پدر معصومه عنوان می کند: برخی مردم می گویند که پزشکان متخصصی در تهران هستند که توانایی درمان دخترم را دارند ولی دست ما به آنها نمی رسد چون توانایی این کار را نداریم و این ناتوانی، عذاب و ناراحتی من را بیشتر می کند.




قاسم این را هم می گوید که همین حالا هم شرمنده زن و بچه ام هستم زیرا هرچه دارم برای درمان معصومه فروخته ام و دیگر جایی برای درآمدزایی نیست.




وقتی می خواهم با معصومه صحبت کنم تا بتوانم ناراحتیش را بیشتر درک کنم، فقط یک چیز را از او می شنوم. گریه، گریه و گریه و در نهایت دیدن چشمانی پر از اشک...




فرماندار شوش هم در این خصوص می گوید: از وضع آنها اطلاع داریم چند بار به آنها کمک شده ولی امکان درمان برای آنها میسر نشده است به هر حال این بیماری ظاهرا به گونه ای است که از بین 4.5 میلیون نفر، یک فرد به آن مبتلا می شود به گونه ای که پوست بدن فرد بدون دخالت عاملی، از بدن جدا می شود.
معصومه عروسک نمیخواد





عبدالرضا سعیدی نیا در خصوص زندگی خانوده معصومه می گوید: زندگی سختی دارند و در روستایی به نام دوسلق زندگی می کنند که 70 کیلومتر با شوش فاصله دارد. فکر می کنم حتی رفت و آمد در این شهر نیز هزینه ای هنگفت را به خانواده قاسم بریسم تحمیل می کند.




وقتی عکاس به پدر و مادرش می گوید که قصد دارد از بدنش عکس بگیرد و باید پیراهنش را بالا بزنیم مادرش با گریه می گوید: نمیشه. لباس به بدنش چسبیده است. اما اصرار ما باعث می شود مادر برخلاف میل باطنی دست به چنین کاری بزند تا با صحنه هایی دردآور مواجه شویم. مادر می گوید هر وقت می خواهم لباسهایش را از بدنش جدا کنم، معصومه تا حد مرگ، درد می کشد و گریه می کند.




معصومه را در حال زجه زدن در حین ملاقات پدر و مادرش با استاندار خوزستان برای اولین بار دیدم. همه افرادی که در آنجا بودند تحت تاثیر بیماری دخترک قرار گرفته بودند و من با خود فکر می کنم که این درد و رنجی که معصومه بابت این زخمهای بی درمان تحمل می کند ممکن برای بچه های هر کدام از ما رخ دهد. پس به شکرانه سلامتی فرزندانمان که می توانیم با دیدن لبخندشان، تا اوج خوشبختی پرواز کنیم و با دیدن دویدنشان گل از گلمان بشکفد باید امثال معصومه بریسم را دریابیم.


معصومه لباس خشکلش رو نمیتونه بپوشه




منبع : نت آفلاین
  • شاهرخ منوچهرآبادی


  • شاهرخ منوچهرآبادی